پنجم‌)، در جنوب باختري چين گياهي شبيه پنبه ديده بود؛ در سال 430 جاوه پنبه‌ٴ نرم و زبر به‌ چين مي‌فرستاد؛ يكي از شاهان سلسله‌ٴ گوپتاي هند در سال‌هاي 502 ـ 519 پنبه به چين‌ فرستاد؛ در سال 523 از سوماترا يا ساير مناطق مالزي پنبه به نانكينگ رسيد؛ بنا به گزارش‌هاي‌ آنامي درحدود سال 679 از آنام به چين پنبه صادر مي‌شد.
نمونه‌ٴ پنبه‌هاي قديم به‌ندرت در چين پيدا شده است‌. سِر اورل استين فقيد چندتايي ازآن را پيدا كرد و جالب‌ترينش پارچه‌اي است مربوط به سال 706 ، كه براي پوشش يك تابوت در آستانه‌، نزديك كاراخوجا به‌كار رفته است‌. روايت مربوط به اين كه كاغذ قديم چيني حاوي‌ الياف پنبه بوده سخت مشكوك است‌. مطلبي كه در مقدمه (ج 2، ص 1917 كتاب‌نامه‌) راجع به‌ اين‌كه نامه‌ٴ معروف ارغون در سال 1289 روي كاغذ كتاني (پنبه‌اي‌) نوشته شده احتمالاً غلط است‌.
در سال 1077 مقداري پنبه از سواحل كروماندل وارد شد. هفتاد خانواده‌ٴ پيشاهنگ چيني در كئاي ـ فنگ فو، پاي‌تخت سلسله‌ٴ سونگ شمالي (960 ـ 1126)، مستقر شدند. آنان با خود پنج‌ نوع پنبه‌، ظاهراً از هند برده بودند. جئيو چئانگ ـ چئون (سيزدهم ـ 1)، در آلماليق (نزديك‌ غلجه‌، جونگاريا در آسياي مركزي‌) كشت پنبه را در سال 1221 ديده بود.
ماركوپولو (سيزدهم ـ 2)، كارگاه وسيع پارچه‌هاي نخي را در فوه‌كيِـن (از ايالت‌هاي جنوبي‌) ديده بود، ولي از پنبه در مركز يا شمال چين چيزي نمي‌گويد. در كتاب نونگ شو تأليف وانگ‌ چن گزارش كاملي از كشت و بهره‌برداري پنبه وجود دارد. ماركوپولو از سال 1275 تا 1292 در چين بود و وانگ چن در حدود 1314 برآمد؛ در اين فاصله هوانگ قرار مي‌گيرد و اگر آن دوره را زماني بدانيم كه كشت و بهره‌برداري از پنبه در سراسر كشور وجود داشت و پارچه‌هاي نخي در سراسر چين به‌كار مي‌رفت‌، راه خطا نپيموده‌ايم‌.